فروغ فرخ زاد و كاريزماي چگونه مردن*
ا. ديانوش
بخشي از كاريزماي شخصيتي فروغ به چگونگي مرگ او برميگردد.
مرگ فروغ اگرچه مانند لوركا، دسنوس، فرخي، عشقي و مختاري شهادتگونه نيست و اگرچه مثل شريعتي و تختي مرگي مرموز ندارد و همچون هدايت دست به خودكشي هم نميزند اما چنانكه در سوگسرودهايي كه براي او گفته شده و هنوز هم گفته ميشود ميبينيم، داغ و خاكش هنوز تازه است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 12:27  توسط فریدغلامزاده
|
تجلّي سه گوينده بزرگ در حافظ :
عاشق شو ارنه روزي كار جهان سرآيد
ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستني
خواندن اين بيت حافظ, سه قيافهي متمايز و متغاير را در ذهن شخص مصوّر ميكند: سعدي عاشقپيشه كه ‹‹خوشتر از دوران عشق ايامي›› ندارد؛ خيّام كه ‹‹اين شكل مجسّم››
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 17:57  توسط فریدغلامزاده
|
پرياي نازنين کنکاشي در شعر امروز
فرنود حسني
ادبيات عامه يا فولكلور مجموعه آداب و رسوم افسانه ها و ضرب المثل ها، ترانه ها، اساطير و... در موضوعات مختلف است كه در جوامع گوناگون به طور شفاهي يا از راه تقليد نسل به نسل منتقل مي شوند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 16:34  توسط فریدغلامزاده
|
من دیده ام
تورا
لحضه ای که برفرش ِ علفی ی علفزار
آرام بودی
آنگاه که
درسایه روشن ماه
درآغوش سرما
تاصبح نیاسودی
من دیده ام
عصمت نگاهت را
آنگاه که
به راه آفتاب نگران بودی
دیده ام
تورا
که باسپیده
سوی چشمه روان بودی
من دیده ام
سیماب سرشک برگونه ات را
آنگاه
که خشکیده گل خنده
برلبانت
می خواهم ببینم
رقص دستمال ِ پروانه ایت را
آنگاه که تُوشمال(۱)
دردایره مال(۲)
هلهله شادی سرمی دهد
من درچشمان کالت
میخوانم قصه گذشته وحالت
قصه ات
غصه من بود......
.....
توضیحات :
۱) تُوشمال = لهجه محلی خوزستانی هاست وآن رقصی است مانندسماع صوفیانه که آدمی ازخودبی خودمی شود
۲) دایره مال = بمعنی دف می باشد.البته دف کلمه عربی است .
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 18:45  توسط فریدغلامزاده
|
نوروز، در تاريخ و تقويم
نويسنده :يحيي ذكاء
جشن و شادي لازمه زندگي هر انسان طبيعي و اميدوار است. گذشته از آن، پرداختن به آغاز سال داراي معنايي است، معنايش آنست كه ما بدانيم....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 16:24  توسط فریدغلامزاده
|
هفت « سين » مقدس در هفت سين ايرانى
مينا مولايى
« من پيروزم و نامم خجسته است و از نزد خدا مى آيم و خواهان نيك بختى هستم و با تندرستى و گوارايى وارد شده ام وسال نو را همراه آورده ام!»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 16:58  توسط فریدغلامزاده
|
آتش افروزي در نوروز
نويسنده :دكتر كتايون مزداپور
يكي از زيباترين رسم هاي كهن زرتشتي افروختن آتش پيش از دميدن آفتاب در روز اورمزد از ماه فروردين است. در آن روزگاران كه چراغ برق و نورهاي مصنوعي نبود، تقابل بيشتري ميان تاريكي شب و نور آتش پديد مي آمد:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 16:53  توسط فریدغلامزاده
|
به تومی اندیشم
ای یادت یادواره من
به تو
که روزی نگاهت
آتشی بودبردلم
بتو
که صدایت
آهنگ سفرداشت
به تومی اندیشم
ای که نگاهم کردی و
دل بردی و
پاپس کشیدی
ومن که چه بیهوده
چشم امید
به دریچه صبح
دوخته بودم
به تومی اندیشم
به تومی اندیشم.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 18:7  توسط فریدغلامزاده
|
درصدایت
رازناگفته هارامی جویم
درنگاهت
رازسکوت
امااحساس می کنم که
درصدایت
تارشکسته ای آوازمی دهداز
درونت
که خودنیزدرصدای دیگری
آوازناگفته هامی جویی و
درنگاه من رازسکوت.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 16:59  توسط فریدغلامزاده
|
درتنهایی
یک شقایق
گلی می روید
زردرنگ
ونمایانتر
چهره دشت را
دگرگون می کند
وتنهایی
به آشفتگی می پیوندد.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 16:39  توسط فریدغلامزاده
|